باور نمیکنی؟
تغییر کردهام
گیتار میزنم
و قهوه میخورم
و زلفهای درازم را میبافم
صبحانهی همیشگیام- نان و پنیر را-
مانند تکنیکالر جو میپیچم
و مثل یک واشنگتنی خوب پیش بچهها
لبهای بیقرار تو را میبوسم
و دمبدم پیامک مستهجن
ارسال میکنم.
میبینی؟
تغییر کردهام
چای و چگور و مجری مادر بزرگ
و سفرهی قدیمی خانه
و بوی حرفهای سیاسی
وآن سرود زشت تمامیت خواه...
یادت که هست
آن وعدهی همیشگی تغییر...
آن، آن سرابها
دیگر نمیبرند دلم را.
باور کن
دنیا ما را تغییر داده است .
اما چرا هنوز
در صورت تو چشمهای "آماندا"ست
و من هنوز
در کارخانهام و لباسم
بوی برهنگی
و بوی ... آه نمیدانم
حتما خیال بیهده میبافم
باور نمیکنم
با اینهمه وقایع زیبا
دنیا هنوز
دنیای صاحبان قدیمش باشد
و من هنوز
دنبال سبزی سر خود باشم
و تو هنوز بر در این کارخانه ها...
آزاد گشته ایم
دیوارهای خانه پر است از ستارهها
جردن، مسی، گلزار، این دخترک جولی
و ماهواره ها ، تو که میبینی ...
اما چرا تو جفت ِجفت "آماندا"یی
و زلفهای تو خیس است
و در تمام خیابانها
باران میبارد
و فکر میکنی که نام من مانوئل
شن چو
اشمیت
توماج
خسرو
و...من چرا در این سپیده دم چرک
دارم سرود میخوانم...؟
9/2/89
□
1- تکنیکالر: کارگر فنی، تکنسین. تکنیکالر جو: یک کارگر فرضی / قهرمان چندین داستان کوتاه از هانیبال الخاص که ظاهرا ایده آل کارفرماست.
2- آماندا و امانوئل نام شخصیتهای یکی از زیباترین ترانههای ویکتور خارا. در متن این ترانه، آماندا در یک هوای بارانی به دیدار مانوئل میرود ولی مانوئل گویا دیگر نیست. ضمنا آماندا و مانوئل نام پدر و مادر ویکتور خارا هم هست.