میخواهی از من بشنوی که شعر در حد اعلای خود چه چیز است؟ حسی که بالقوه با انسان بوده، ملیونها سال کشیده و با کار انسان خرده خرده آشکار شده است. مختصری که میبینی در نظر داشته باش که نتیجه خیلی مفصلتر است.
شعر در درجهی اعلای خود مشاهدهایست که افراد معین و انگشتشمار دارند، برای افراد معین و انگشت شمار دیگر. در اینصورت، عزیز من، توقع نداشته باشید چیزی را که چنین است همهی مردم بفهمند. هرکس به نسبت خود دارای تمیز شعریست و به اندازهی خود میفهمد و یک پله بالاتر را نزدیک شده، فقط میداند، بهجای اینکه بفهمد. پس هرکس در عالم شعر در یک درجه میفهمد و در یک درجه میداند. چیزی را که میفهمد، میگوید: شعر است، بهبه! چقدر خوب سراییده شده... چیزی را که نمیداند، میگوید: مبهم است. معلوم نیست چه میگوید.
این ابهام از جلوی چشم مردی برداشته میشود که همهی وجودش شعر است، در طبیعت ساخته شده پیش از اینکه خودش بداند و با زندگی پرداخته آمده بدون اینکه بخواهد یا نخواهد. همیشه این را در نظر داشته باشید: آن راکه شاعر میداند، مردم میفهمند؛ اما آن را که شاعر میفهمد مردم میدانند.
سابقاً نوشته بودم فکری که برای مردم عالیست، برای شاعر عادیست. برای شاعر، ترکیب نشده منفرد و جزء است. مثل قطعهی "یافته" که گوته برای زنش گفته است و اخیراً در مجلات دیدید.
در خلال این احوال شعر عالی بیان کردنی نیست و آن چیزیست که باز بالقوه هست و بالفعل به همان اندازه که آیین شعرگویی رو به کمال میرود، بهوجود میآید. برای فهم این نکتهی اخیر یک مراجعهی مختصر به شعرهای ابتدایی قرون گذشته کافیست. میبینید شعرها چقدر از روی سادگی و صداقت سروده شده و چقدر خام و ابتداییست از هر حیث.
اگر در فاصلهی بین هزار سال شعرها را به یک اندازه و قدرت بیان شده بدانید، نقصی در کار شعر و شاعری شما هست و بیهوده از من پرسیدهاید شعر در درجهی اعلا چه چیز است. شعر در درجهی اعلا، نهایت میل انسان در این راه است. نسبت به هر دوره، مخصوصاً از نظر بیان، هر دوره شعر اعلای بهخصوصی دارد و شعر راهیست برای دورهی بعد که میآید.
بیش از این از من توضیح و تفسیری نخواهید که بیفایده است. فقط یک دو سه کلمهی دیگر برای شما مینویسم: شعر در درجهی اعلا، انسانی هم در درجهی اعلا میخواهد.
خرداد ۱۳۲۴