صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS
م.آرمان (میرزانژاد)

سبک واژگانی نیما

در باب سبک ِ واژگان آرکائیک (خاص) در نیما از فرهنگی که مشحون از لغات معرب و اوستایی و فارسی دری و پهلوی و غیره است نمی توان در این دریا رفت و بی نصیب بیرون آمد... از مباحث فرعی که به اصل کار نیما مربوط است، موقعیت ناهنجار ِ قضاوت های چندگانه و ناقص از جانب عوام گرایانی چون شاملو! به کارگیری حریت و صلابت و فخر واژگان خاصی هستند که نیما به آن دقت می کند. خیلی از محققین این قاعده سبکی را برای برقراری فحوای کلام شعری با مردم- معیار سندآمیزی تعیین کرده اند که گویی نیما ناخواسته و ناچار به اصول ومنطق "خشک گویی" و تحجر گرفتار شده است. باید گفت نیما به سعی و مجاهدت قصد دارد چنین پیوندی را همگون و با ارتباط در قالبی نوین ایجاد کند، زنجیرهای کلاسیک را یکباره و همه‌جانبه نمی شکند. در صورتی که مقتضای معنای بلند و عمیق نمی تواند و یارای تکامل نیست که شاعری بزرگ از جنس نازل و ابتدایی ِ کلمات استفاده کند. این کار پرمشقت تجسس در انتخاب کلمه از فرآیند های بحران زا و دگر اندیشانه و سخت ِ نیما برای ایجاد سبکی منحصر به خود است که امروز محقق‌مآبان به آن بی توجه اند. چنان که شاگردان او میراث این وارستگی و متانت به کارگیری وسایل ِ انفصال و بسط واژگان اصیل را در ابتدا پذیرفتند و در انتها تکذیبش کردند و رو به صنعت در فلکلور و شعر عوام پسندانه کشیده شدند. نیما می گوید: کسی که شعر می گوید به کلمات خدمت می کند زیرا کلمات اند که مصالح کار او هستند. در این صورت مصالح خود را از جنس محکم و بادوام و بکارخور انتخاب می‌کند.

و در جایی دیگر می گوید: در "آرگو" و "آرکائیک" مشغول تفحص باشید. هر قدر این تفحص باشد کم است وقت و بی‌وقت نصیحت مرا فراموش نکنید.

و باز هم او: این است که به شما توصیه می‌کنم که از مطالعه‌ی دقیق در اشعار قدما غفلت نداشته باشید: در اشعار بجویید و یک فرهنگ دم دستی برای خودتان تهیه کنید .

و باز هم او: مثلا استعمال صفت به جای اسم- باز به ثروت شما از حیث مصالح افزوده است. جستجو در کلمات دهاتی‌ها، اسم چیزها (درخت‌ها- گیاه‌ها- حیوان‌ها) هر کدام نعمتی است. نترسید از استعمال آن‌ها. خیال نکنید قواعد مسلم زبان در زبان رسمی پایتخت است. زور استعمال این قواعد را بوجود آورده است. مثلا به جای "سر خورد"، "سر گرفت" و به جای "چیزی را از جا برداشت"، "چیزی را از جاگرفت" را با کمال اطمینان استعمال کنید.

نیما حتی با واکنش و عمل برخوردی کلمات با یکدیگر به تحلیل و ترکیب واژگانی تازه و براق می رسد. چنان که در مجموعه‌ی (روجا) شعرهایی به زبان مازندرانی- طبری- مخاطب به یافته های جدیدی از آداب و رسوم- ضرب المثل ها و واژگان می رسد- او عمدا کلمات را به شکل قبل از قلب خود می آورد و باستان‌گرایی می کند. دو اسم را در کنار هم تکرار می کند و دستور جمع در زبان پهلوی را بدست می دهد. و از آنجایی که زبان مازندرانی و فارسی از یک ریشه اند و تقریبا – یکسان هستند و بسیاری از واژه هایی که امروز در زبان مازندرانی موجود اند که رو به فراموشی می روند، زنده کردن چنین واژه‌هایی برای زبان فارسی بی اهمیت نخواهد بود.

واژگانی چون سبودون یا سرود بند ( شاعر) گت (بزرگ) جوم – جام ( جام یا پیاله) بیاویدن (بافتن ) مونک – مانک اوستایی(ماه) تژن- تجن (تازان- تاختن) آونوس (آبنوس) شیر (مقدار) و...

از مطلب سبک واژگان دور نشویم. در اتمسفر نظریه‌ی نیما و احداث این مبانی حرف‌هایی درباره‌ی چیستایی ریشه ای، ایجاد ترکیبات جدید در زبان را مطرح می کند. و اوج شکوه و انقلاب ساختاری را در شعر به همین واژگان در گذر زبان و سبکش بیان می کند. می گوید: سابقا نوشته بودم هر کس به اندازه  "فکر" می زاید. اما کلمه زائیده نمی شود مگر با فکر. شعرایی که فکری ندارند، تلفیقات تازه هم ندارند. اما آنهایی که نظامی و حافظ اند بر عکس.

یا هم او در جای دیگر درباره ی خواص و خاصیت پروری اش به به کلمات نظر می کند: کسی که شعر می گوید به کلمات خدمت می کند، زیرا کلمات اند که مصالح کار او هستند. در این صورت مصالح خود را از جنس محکم و بادوام و بکار خور انتخاب می کند.

و در همان جا باز با بدبینی منتقدانه ای، زبان عوام را در اکثریت آثارش برای خود نمی پذیرد: زبان عوام، آن قدر غنی نیست و اگر شاعر فقط در آنها تفحص کند، سبک را به درجه ی نازل پایین برده و بالطبع معنا را از جنس نازل گرفته است. هر چند هنری هم در آن بکار رفته باشد. زبان عوام در حد فهم و احساسات خود عوام است. دقت و فهم عالی در عالم کلمات خاص است که در عالم کلمات عوام و اوباش نیست .

و اما قدرت اکتشاف را در زمان با زبان، پیشرفتگی اش را ملتزم نظام بی اندازه ی فکری شاعر می داند، می گوید: اما زمانی هم هست که خود شاعر باید سررشته ی کلمات را به دست بگیرد، آن را کش بدهد، تحلیل و ترکیب تازه کند. شعرایی که شخصیت فکری داشته اند، شخصیت در انتخاب کلمات را هم داشته اند. در اشعار حافظ و نظامی دقت کنید....

بنابراین نظریات- فقدان و نقص زبان و پر کردن آن با آزمایش هایی که اساسا در بطون  و نبض شعر جاری است برای شاعر موفقیت یا شکستی را رقم می زند. نوعی رسایی و کمال مطرح است که همه و همه در انتها شکل کار را رسم می کند. و پس از رسم و رسومی که از سنت، موازینی خودآگاه برای مانایی شعر در همان پروسه‌ی زمانی ایدآلیزه یا محدود می کند، از آن به سبک یاد می کنند. هر چند این کار انحصار طلبانه‌ای مخصوص به نیما نیست. برای مدلل آن وقت هایی برای تشریح لازم است

چند مثال از ترکیبات جدید با کلمات که به ساختارهای زبانی و بدیعی توجه دارد:

1-       در نی آجین جای خود بر ساحل  متروک می سوزد اجاق او (شعر / پاسها از شب گذشته است)

2-       زندگانی چه هوس ناک است، چه شیرین! (شعر / آهنگر)

3-       و به واریز طنین هر دم آمین گفتن مردم (شعر/ مرغ آمین )

4-       کور موذی چشم‌شان در کاسه‌ی سر از پریشانی ( شعر/ مرغ آمین )

5-       و گریزان اند گمراهان، کج اندازان (شعر/ مرغ آمین)

6-       در چنین وحشت نما پاییز / کارغوان از بیم هرگز گل نیاوردن (شعر/ پادشاه فتح)

7-       کاین سیاه سالخورد انبوه دندان‌هاش می‌ریزد ( شعر / پادشاه فتح)

8-       در زیر درخت‌های بالا رفته / از دود بریشم ( شعر / امید پلید)....

 

 

منابع:

یادداشت‌های روزانه‌ی نیما به کوشش سیروس طاهباز

حرفهای همسایه

دیوان نیمایوشیج بخش مقدمه طبری

مقدمه مرقد آقا

نامه به معاصر /احمد شاملو.

 



نظر خوانندگان: 6 نظر
 
 
نقل مطالب این سایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است.