صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS
احمد طبایی

شعر نیمایی از فراز تا فرود

شعر نيمایی كه در اثر ضرورتی اجتناب‌ناپذير در روند حاكم بر شعر ايران پس از مشروطه پديد آمد و در حقيقت جريان راكد و رو به اضمحلال شعر آن روزگار را پويایی دوباره بخشيد، در طی عمر نه چندان بلند خود فراز و نشيب‌های بسيار را از سر گذرانده است.


از روزگاری كه به عنوان پديده‌ای نو و هنجارشكن، موافقان و مخالفانی سرسخت يافت تا روزگاری كه با ظهور چهره‌های درخشان و موفق، به جريان حاكم بر شعر ايران بدل شد و سرانجام زمانی كه نخستين جوانه‌های ركود روييدند و ستاره‌ی بخت آن رو به افول نهاد تا به امروز.


اما آنچه كه در نگاهی گذرا به اين سير تاریخی، به خوبی ‌آشكار است، روند شتابان و غير عادی شكل‌گيری وقايع و اتفاقاتی است كه شعر نيمایی را در مدت زمانی كوتاه متاثر ساخته‌اند. حال آنكه مطالعه‌ی تاريخ تكوینی سبك‌های شعر فارسی نشان می‌دهد كه فاصله‌ی زمانی پيدايش، بالندگی و در نهايت احتضار يك سبك ادبی، گاهی به چند قرن نيز می‌رسد.


روند شكل‌گيری شعر نيمایی، چون برخاسته از نيازهای واقعي و غيرقابل انكار است و به تبع آن، حركت پرشتاب به سوی كمال و بالندگی در جامعه‌ی ادبی و روشنفكری آن سال‌ها كه از در افتادن در چنبره‌ی رخوت و ايستایی به جان آمده بود، امری طبیعی و منطقی می‌‌نمايد ، اما آنچه تا اندازه‌ای مشكوك و مردود به نظر می‌‌رسد آن است كه اين نوجوان رعنا و آراسته به ناگهان دچار پيری زودرس می‌‌شود و ضعف و كهولت جايگزين طراوت و شادابی می‌‌شود.


در توجيه اين پديده‌ی نامبارك، دلايل گوناگونی را می‌‌توان برشمرد كه از آن جمله درآمیختگی افسارگسيخته و افراطی اين قالب شعری با مضامين انقلابی و ايدئولوژيك برای برانگيختن و تهييج توده‌های مردم به قيام و مبارزه، به سبب قابليت منحصر به فرد و بالقوه‌ای است كه شعر نيمایی در اختيار شاعران قرار می‌داد. اين امر با پيروزی انقلاب و فروكش كردن شور انقلابی جامعه، به‌تدريج تغيير ماهيت داد و از ديدگاهی عامل انحطاط و افول شعر نيمایی شناخته شد.


اما به باور من، اين ضعف و انحطاط ريشه در جريان‌های انحرافی و بدعت‌های ناروا دارد كه به نام نوآوری و با شعار گذار از شعر نيمايي و نيز تحت عناوینی چون شعر پست مدرن، شعر معناگريز، موج نو و ... ماهيت شعر نيمایی را در ذهن مخاطبان جدی شعر امروز زير سوآل برده تا جایی كه حتی قالب‌های كلاسيك شعر نيز از شراره‌های اين آتش افروخته در امان نماندند و رفته رفته بحرانی شكل گرفت كه امروزه از آن با عنوان بحران مخاطب ياد می‌‌شود.‌


هر چند هنوز بسياری از ظرفيت‌های بالقوه شعر نيمایی پنهان مانده است و اين قالب شعری كه بايد به آن بسيار پرداخته شود، نه تنها به آخر خط نرسيده بلكه در ابتدای راه قرار دارد؛ اما گروهی نيز پيوسته بر اين عقيده پای می‌‌فشارند كه شعر نيمايي در اين روزگار، كاركرد خود را از دست داده است و ديگر به عنوان قالبی پويا و اثرگذار شناخته نمی‌‌شود. به باور اين گروه، دوره‌ی فروغ و اخوان و سپهری و شاملو به پايان رسيده است و شعر آنان پاسخ‌گوی نيازهای امروز جامعه نيست. حال آنكه هنوز هم اشعار شاعران فوق در زمره‌ی پرمخاطب‌ترين شعرهاست و مجموعه‌ی اشعارشان پيوسته تجديد چاپ می‌‌شود و با استقبال خوب دوستداران شعر معاصر روبروست.


به هر روی، شعر نيمای چون خاستگاه روشنی دارد و برخلاف برخی جريان‌های انحرافی مدعی نوآوری، از تلفيق آگاهانه‌ی قواعد حاكم بر شعر كلاسيك و ظرفيت‌های تازه‌ی زبانی و بيانی شكل گرفته است و پيوند خود را با پيشينه‌ی درخشان و افتخارآميز شعر و ادب فارسی نگسسته است، اين پتانسيل ذاتی را داراست كه ساليان دراز به عنوان قالبی زنده و پويا مورد اقبال شاعران قرار گيرد و محملی مناسب برای عرضه‌ی ذوق و احساس و انديشه آنان به شمار آيد.

 

 



نظر خوانندگان: 1 نظر
 
 
نقل مطالب این سایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است.