صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS
احمد طبایی

شـاعـران كـهـف!

 

 

 از اواخر دهه‌ی۳۰ كه شعر نيمایی ديگر دوران طفوليت را پشت سر نهاده بود و در آستانه یبلوغ قرار داشت، طیفی از شاعران كه در آغاز جوانی بودند، به‌تدريج قدم در اين راه گذاشتند و بعدها "شاعران نسل دوم شعر نيمایی نام گرفتند. شاعرانی كه از بزرگانی چون شاملو، فروغ، اخوان‌ثالث، سپهری، نادرپور و... الگو می‌گرفتند و بسياریشان اين بخت را يافتند كه به همنشینی و مصاحبت با قلههای رفيع شعر نيمایی بپردازند.

 شاعران نسل دوم هرچند در مسيری هموارتر از شاعران نسل پيشتر كه با آزمون و خطاهای بسيار راه پيموده بودند، گام برمی‌داشتند اما اين باعث نشد كه در پی دستيابی به افقهای تازه برنيايند و بر گستره‌ی شعر نيمایی، تجربياتی نو نيفزايند.

 چنين شد كه اينان در كنار شاعران پيش‌كسوت نسل قبل كه در اين مقطع زمانی شعرشان پوست انداخته بود و اينك در اوج پختگی و كمال به سرمی‌بردند، دوران طلایی شعر معاصر را در دهههای چهل و پنجاه پديد آوردند كه هنوز هم بسياری از شاعران و منتقدان با حسرت از آن ياد می‌کنند.

 تنی چند از شاعران نسل دوم در اين دو دهه به اندازهای در كارشان توفيق يافتند كه نه تنها مورد تحسين و تقدير پدران معنوی خود واقع شدند، بلكه جايگاهی همپای آنان در شعر آن دوره كسب كردند، شاگردانی كه به خوبی درس خويش را آموخته بودند و پيش چشمان مبهوت استاد، خود، استادی می‌کردند.

  اما با غروب دهه‌ی پنجاه، گویی دوران طلایی شعر هم رفته‌رفته رو به افول نهاد. گروهی راه غربت در پيش گرفتند و اغلب در دنيای شعر جوان‌مرگ شدند و گروهی نيز در زادگاه خود غريب افتادند و به دور از جنجال و هياهو به خلوت شاعرانهشان پناه بردند.

  اين دوره با ظهور نسل جديدی از شاعران همراه بود كه دستهای راه افراط و دستهای راه تفريط در پيش گرفتند و به يكباره مسير تعادل بی‌راهور ماند. آنان كه در شعر به دنبال آرمانهای خود می‌گشتند و شعر و شعار را یکی می‌دانستند، فرياد بازگشت به قالبهای كلاسيك سر دادند و بسياريشان به شعر نيمایی چندان روی خوش نشان ندادند. اينان به‌تدريج از تب و تاب اوليه افتادند و چون دريافتند كه نيمایی‌سرايان پيوندهای خود را با پايههای بنيادين و اصيل شعر پارسی نگسستهاند،بر حقانيت شعر نيمایی صحه گذاشتند.

 دسته‌ی ديگر اما شيفته تئوريهای وارداتی و سبكهای ادبی غربی شدند و در كارگاههای شعر و محافل غيررسمی بر طبل پست‌مدرنيسم كوبيدند و با شعار عبور از نيما، در اندیشه‌ی درانداختن طرحی نو در شعر معاصر فرورفتند.

 اينان تا آنجا پيش رفتند كه نه تنها معيارهای حاكم بر شعر نيمایی بلكه ابتداییترين فنون سرايش شعر را زير پا نهادند و در چنبره بازيهای زبانی و تئوری‌پردازی‌های بی‌ثمر گرفتار آمدند. حاصل اما نوزاد ناقصالخلقهای از آب درآمد كه از فرط زشتی، هيچكس آن را منتسب به خود نمی‌دانست و انگشت اتهام به سوی ديگری دراز می‌كرد.

 جريان دوم هرچند بسيار فعال به كار خود ادامه می‌داد اما به دليل نداشتن پايگاههای رسمی و تريبونهای كافی و فراگير، تا ميانههای دهه‌ی هفتاد همچنان در حاشيه بود، اما در اين برهه از زمان با گشایشی كه در فضای رسانهای كشور ايجاد شد، به‌تدريج برای خود پايگاههایی دست و پا كرد و از حاشيه به متن جريان شعر معاصر قدم نهاد و به سان رازی كه از پرده برون افتد در برابر ديدگان جامعه ادبی نمايان شد.

 شاعران نسل دوم شعر نيمایی- به همراه تعداد انگشتشمار از شاعران نسل اول- كه در اين سالها از دور دستی بر آتش داشتند، به يك‌باره خود را با سيل خروشانی مواجه ديدند كه بر ويرانی كاخ عظيم شعر پارسی كه فردوسی بزرگ وعده‌ی در امان ماندن از باد و بارانش داده بود، كمربسته است.

 اينان ـ به جز تعدادی كه برای رسوا نشدن، يا راه يك‌رنگی با جماعت را برگزيدند و يا سكوت اختيار كردند ـ فرياد برآوردند و نسبت به پيامدها ناگوار اين جريان هشدار دادند.

 اما نه گوش شنوایی بود و نه در عصر پست‌مدرنيسم و فرامدرنيسم، کسی نگران ميراث گرانبهای شعر پارسی. گویی اين جماعت همچون اصحاب كهف كه پس از خوابی طولانی، استحالهای غريب را به تماشا نشسته بودند، نه راه پيش در برابرشان قرار داشت و نه راه پس پشت سرشان. آنچه اينان می‌سرودند ـ جز عدهای كه با چيرهدستی و استادی تمام، خود را به جامعه‌ی ادبی تحميل كردند- با اقبال چندانی از جانب مخاطبان شعر مواجه نمی‌شد و حتی با بی‌مهری متهم به واپسماندگی و در جا زدن می‌شدند...

اما از آنجا كه خورشيد برای هميشه در پس ابر نمی‌ماند و آنچه اصيل و حقیقی است، مانا و جاويد خواهد بود، به نظر می‌رسد با شروع دهه‌ی هشتاد، جامعه‌ی ادبی از خواب خرگوشی برخاسته است و زبانههای آتش ويرانگری كه به نام پست‌مدرنيسم بر دامان شعر و ادب معاصر افتاده، به آرامی در حال فروكش است و شعر پارسی همچون هميشه سياوشوار از شعلههای آزمون به سلامت گذر خواهد كرد. بايد به انتظار نشست و داوری را به زمانه وانهاد.



 



نظر خوانندگان: 2 نظر
 
 
نقل مطالب این سایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است.