دلاور قره داغی در سال 1963 در سلیمانیه عراق متولد شد. از این شاعر تاکنون 12 مجموعه شعر مستقل به چاپ رسیده است. او جزو شاعران نسل سوم کردستان عراق و از همنسلان بختیار علی، کژال احمد، فرهاد پیربال و مهاباد قرهداغی است. نگاه او به شعر نگاهی خاص و به دور از کلیشههای مرسوم است. او نگاهی انسانی و در عین حال دردناک به وضعیت بشر در زمانهی معاصر دارد که از او شاعری توانمند با قابلیتهای متفاوت و پویا ساخته است. او نیز سرود بیقراری، درماندگی، غربت، جنگ و آهنگهای فراموش شدهی پاک انسانی را در آثارش میسراید.
دلاور قره داغی دستی توانا در ترجمه و برگردان آثار برتر کلاسیک ادبیات داستانی جهان نیز دارد. برخی از آثار نیکوس کازانتزاکیس را به کردی برگردانده است. سه اثر داستانی از "گلی ترقی" و یک اثر از "عباس معروفی" از دیگر ترجمههای این شاعر است. دلاور قره داغی سالهاست که در کشور سوئد اقامت دارد.
در تو میآیم
در تو میبارم
در تو مینگرم
در تو خشمگین میشوم
در تو مینویسم
در تو میروم
و در تو گم میشوم.
تنها تو آشکاری و برف
تنها تو آشکاری و من
تنها من آشکارم و سرانجام کار
تنها ما آشکاریم و مرگ.
به سوی تو میآیم
همراه با اولین بارش برف
همراه با آغاز اولین سردی و سرمای پیری
هنگامی که میآیم
مرا میتند دلتنگی
هنگامی که میآیم
اندیشهای لطیفتر از مرگ
به سراغم میآید و
به وسوسهام میاندازد با نجوایی
و نامت را فاش میکند.
ترا در قلبم نگاه میدارم
ترا در چشمم پنهان میکنم
در کف دستم عریان
و با چشمهی آفتاب میشویمت
در جملهای میگذارمت که نهادش پرواز است و گزارهاش پرواز
در زبانی میگذارمت که آغازش عشق است و سرانجامش عشق
نامت را با حروف برجسته بر روی هواپیمای کاغذی مشق میکنم
کمی از آن سهم هدهد
سهم لک لک
سهم فیل
سهم مورچگان و همهی آن چیزهای خرد زیبا.
در گلبرگ شقایقی میپیچمت
از گوشهی کتابی مینگرمت
به زیر بال کفشدوزکی مینهمت
و در گلدانی از اشک
در یک غروب به دریا میسپارمت.
تمام آنها همچو هماند
حرفهاشان یک حرف
سیماشان یک سیما
سفرشان
عشقشان
جنگشان
مرگشان
بارانشان
شعرشان
و وطنشان یک وطن.
تو خاصترین سخنی
تو خاصترین سیمایی
خاصترین سفر
خاصترین عشق
خاصترین جنگ
خاصترین مرگ
خاصترین باران
خاصترین شعر
خاصترین وطن.