|
کوچک
|
9/6/2008 3:40:37 PM
|
ای ميل:
kholood.blogfa@yahoo.com
|
نشانی اينترنتی:
http://kholood.blogfa.com/
|
جناب م.آرمان عزیز... اگرچه خودم رو در حدی نمیدونم که بخوام نظری در مورد چیزی که علم کافی در موردش ندارم بدم، ولی چون شعر رو بادقت خوندم و چند نکته به ذهنم رسید ، با این تردید که شاید بعضی از اونها درست نباشن ، ولی جسارت میکنم و اون چیزی که در ذهن دارم رو میگم... اول از همه از این بند واقعا ً لذت بردم: چشم ها را با نگاه ِ اين خراب ِ نقش ها، تاريک سهم ديدن نيست در سحرگاهان چراغ خانه - چون اميد من لبريز بر نمیسوزد
ولی نتونستم با این قمست خوب ارتباط برقرار کنم: اندک اندک بینشاطي پر ز دردی کهنه بايد مرد
و همچنین حس میکنم این قسمت هم از لحاظ وزن گویا و خوش فرم نیست: وليکن من به کارگاهی فکر خود هر نفس هر نقش ... جسارت من کوچک رو ببخشید جناب م.آرمان بزرگ. از شعر واقعا ً آموختم.... و اون رو چند بار خوندم... آرزوی موفقیت روز افزون برایتان....
|